أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
408
تجارب الأمم ( فارسى )
[ محمد ] بن ياقوت ، ابو جعفر بن شيرزاد را خوانده به نزد « راضى » برد ، كه پيامى براى هارون بن غريب [ الخال ] به او دادند كه به دينور ببرد ، نامهاى نيز همراه او فرستادند كه همانگاه ببرد و هارون را بر سر پل « نهروان » يافته پيام و نامه را رسانيد . هارون در پاسخ گفت : آنقدر ياران به گرد او آمدهاند كه درآمد اين كارگزارى براى ايشان بسنده نيست . ابو جعفر [ شيرزاد ] بازگشت و پاسخ هارون را پيش روى وزير ابو على [ ابن مقله ] و ابو بكر محمد بن ياقوت پردهدار ، به راضى رسانيد . ايشان پذيرفته دستور دادند كارگزارى همهء راه خراسان را نيز به دو واگذار كنند ، كه درآمد آن را بر درآمد كنونى خود بيفزايد . راضى گفت : بهتر آنست كه به نگهدارى برخى از يارانش بسنده كند و همين پاسخ را با ابو جعفر [ ابن شيرزاد ] همراه ابو اسحاق قراريطى [ 1 ] بفرستاد . چون آن دو ، پاسخ را رسانيدند [ هارون ] آن را نپذيرفته گفت : سپاهيان من بدين افزايش بسنده نكنند . او گفت : كى [ محمد ] ابن ياقوت را براى پردهدارى و سپهسالارى شايستهتر از من مىداند ؟ همه كس داند كه او در پايان روزگار مقتدر براى من خدمتگزارى مىنمود ، چه كسى او را به خليفه از من نزديكتر كرده است ؟ من با امير مؤمنان پيوند وصلتى نزديك دارم ، ابن ياقوت غلام و غلامزادهء اوست * قراريطى گفت : اگر تو پيوند
--> [ = ] شعر « بشار برد » گنوسيست زردشتى كشتهء 145 به پسر مقتدر ، بدتر شود مىترسد ، و راضى اين كتابهاى خود را از كتابهاى داستانى « سندباد و گربه و موش » كه مورد علاقهء شغب مادر بزرگ راضى ، هستند ، بهتر مىشمرد ، و از سوى ديگر « ماسينيون » در شرح حال حلاج ، شغب را با نصر پردهدار ( خ 5 : 154 ) از درباريان گنوسيست مىشمرد كه پيرو حلاج شده بودند . پس شايد بتوان ، پس فرستادن شعر بشار را ، اگر به معنى جايز شمردن تدريس آن باشد ، دليلى ديگر بر نيمه گنوسيست ، يا دست كم روشنفكر بودن اين مادر بزرگ دانست ، كه كنترل او براى جلوگيرى از كتابهائى تندتر از شعر بشار بوده است . و شايد بدنبال كتابهاى احمد راوندى ( م 245 ه ) و ابو العباس ايرانشهرى ( قرن 3 ) و زكرياى رازى ( م 313 ه ) مىگشتهاند . براى روابط ناجور نصر پردهدار با گنوسيستها ( خ 5 : 304 پانوشت ) نيز ديده شود . براى احوال خاندان ايرانى صولى « وفيات الاعيان » ابن خلكان ديده شود . [ ( 1 - ) ] M : قراريطى دبير محمد بن ياقوت بود ( خ 4 : 474 ) - تجارب السلف : 220 .